رضا قليخان هدايت

760

مجمع الفصحاء ( فارسي )

شكفته در رخش گلها يك از يك بهتر و خوش‌تر * براى بزم سلطان و وزير خسرو كشور جهان‌جو سايهء يزدان محمد شاه دريادل * محيط فضل آقاسى عدالت‌گستر باذل 648 شيداى كردستانى اسمش ميرزا عبد الباقى و از سلسلهء وزيرزادگان آن ولايت بوده در اواخر حال از غايت استيصال مخبوط گشته و در سنهء 1244 درگذشته . به قدر دو هزار بيت منظوم كرده و از آن جمله است : مرا هرگز نباشد خواب و دارم آرزو گاهى * كه خواب آيد به چشمم بلكه جانانم به خواب آيد عشقى كه بود خام به افسون رود از دل * چون پخته شد و گشت جنون چون رود از دل 649 شقايق سنندجى اسمش ملا احمد و مردى عالم باكمال بوده و در يكى از قراى كردستان به حكم وراثت قضاوت مىفرموده گاهى تفننا قصيده در مدايح مىگفته از اشعار اوست : غراب غرب به وقت مسا درين چنبر * به زير بال شبه‌گون نهاد بيضهء زر به قعر چاه فرورفت يوسف خورشيد * ز بطن حوت چو يونس نمود چهره قمر پى گدازش جان و براى سوزش تن * نمود هريك از آن اختران مرا اخگر